بارانباران، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 8 روز سن داره

خاطرات باران کوچولو

مامان مریض شد

دختر گلم باران جونم الان که دارم این یادداشتو واست می نویسم ١ آبان و توی بیمارستانم از دیشب تا الان آخه فشارم بالاست ،و دکترمی گه  ...
2 آذر 1391

15 مرداد90

عسل  مامانی راستی ١٥ مرداد هم جواب ازمایش زهرا دایی جون و دایی سلمان رو دادن که گفتن می تونند با هم ازدواج کنند حالا بگذریم عصری من و خاله لیلا  رفتیم برات کلی لباس خریدیم و نمی دونم چرا سرم گیج می رفت دیگه مجبور شدم بشینم و خاله لیلا خودش جق جقه ها رو انتخاب کرد و کلی طول کشید تا حساب کرد  و دایی سلمان هی دعوامون می کرد چرا نمی یایدو طولش میدین. ...
2 آذر 1391

کچل شدن آتریسا

آتریسا یا باران کوچولوی من برای اولین بار کچلت کردیم.البته بابات و دایی سلمان این کار رو برات انجام دادن.  اینم عکست عجیییییییییییییییییییییییییییییییییییجم     ...
2 آذر 1391

عکس کادوها

  کادوی دایی علی (البته علاوه بر این بع بعی یه چک پول صد هزاری هم دادن) دست دایی علی درد نکنه کادوی سکینه جون(دختر عموی مامان) کادوی ابوالفضل کوچولو کادوی علیرضا جون جعبه کادوی رضا جون اینم کادوی رضا جون به اضافه چک پول 50هزارتومانی کادوی تولد فاطمه جون دختر عموی مامان کادوی میلاد جون کادوی مریم کوچولو دختر عموی مامان کادوی سکینه و زهرا جون دختر عموی مامان کادوی فاطمه جون دختر خاله ی مامان کادوی معصومه دختر عموی مامان کادوی خاله لیلا عمه زهرا و مامان بزرگت(پدری) هم 50000توم...
2 آذر 1391

اولین سفر آتریسایی در دبی

آتریسا و باباییش در منزل دایی مهدی آترسا و دایی هادی در هتل آتلانتیس (البته برای دیدن آکواریوم) راستی تو این عکسها 8 ماهته ببین چجوری خوابیدی عزیز دلم آتریسا در حال سبزی پاک کردن مامان ببین من دارم رانندگی می کنم   ...
27 آبان 1391

کادوهایی که در بدو تولد به آتریسا جون دادن

از طرف سعیده جون(زن داییت) نیم سکه از طرف دایی علی جونت کادوهای دیگه ای که دایی علی برات گرفته از طرف فرشته جون(زنداییت) از طرف زندایی خودم از طرف خانواده احمد دیرزی از طرف دایی هادی   از طرف خدیجه (دختر دایی مامان بزرگ) از طرف زن دایی زهره از طرف دایی جون( دایی مامانی) از طرف زن دایی حسین(دایی مامان بزرگ) از طرف زن دایی زهرا از طرف حاج کهزاد عباسی(بابای زن دایی زهره) از طرف عمو قاسم(عموی مامانی)   از طرف خاله معصومه جون( خاله مامانی)...
27 آبان 1391